تبليغاتX
crestfallen
Image and video hosting by TinyPic
در خدمت تو بنده سر افکنده نکوتر در راه خدایی نبود بار خدایی...

به نام خدا

کسی مسیرِ خدا را به من نشان بدهد

دل ِ سیاهِ مرا، دست ِ  آسمان    بدهد

درون پیله ی ِسر در گمی اسیرم...آه

کسی برای پریدن به من توان  بدهد

...

"می خواستم بگم دلم برات تنگه مهربون

می خواستم بگم اصلا‌ نفهمیدم چی شد این بلا سرم اومد

چه خاکی به سرم زدن؟ چرا انقدر بی حال و مریضم؟!

بی چاره شدم مهربون...اسیر شدم...

کثیف تر از خودم کسی رو نمی بینم

آلوده تر از خودم کسی رو نمی بینم

من که به عبادات واعمال خودم امیدی ندارم، نه مناجات بلدم، نه عبادت بلدم، نه نمازم نماز ِ درستی ِ

ذلیل ِ درگاهتم...آلوده تر از همه ام...

((یا من هو فی قلوبهم منکسرا)) با دل شکسته اومدم در خونت مهربون

یه دل شکسته داره صدات می زنه   یه رونده شده داره باهات حرف می زنه

غلط کردم مهربون  نفهمیدم 

چرا با من حرف نمی زنی؟       دلم برات تنگه کریم

اگه با من حرف نزنی دق می کنم،

مگه نمی بینی تو بی حیایی و گناه گیر کردم؟  حالا که بیچاره شدم می خوای ولم کنی؟  

تو خوب می دونی من غیر تو کسی رو ندارم

تو خوب می دونی اگه  ردم کنی جایی رو ندارم برم

 کجا برم؟ کجا رو دارم برم؟ به عزتت قسم اگه منو برونی...نه نمی رم...

 خودت دستمو بگیرمهربون، یه کاری برام بکن، یه دستی رو دلم بکش."

+ نوشته شده در  ساعت 5:20 قبل از ظهر  توسط محمدرضا صادقی   | 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ